اخگر
روایتگر تاریخ ایران در آئینه جهان
نویسنده: علی امیرمقدمی - ۱٦ اسفند ۱۳۸٩

درود . یکی از دوستان عزیز درمورد دکتر مصدق وملی شدن صنعت نفت سئوالی پرسیده بود منهم سعی می کنم به کوتاه ترین سخن آنچه در دل دارم  بیان کنم .البته شکی نیست که مصدق یکی از برترین های تاریخ این سرزمین است اما ملی شدن نفت را سبب بسیار بود .

 بحران سال 1932-1929 که از امریکا شروع شد حاصل روند صنعتی شدن تولید بود از انجا که پیشرفت های علمی و صنعتی  تعداد کالاهای ساخته شده را افزایش  می داد به گونه ائی که جامعه آن روز توان و کشش خرید این کالا ها را نداشت در نتیجه روز به روز حجم انبارها افزایش یافته و کارخانه ها از میزان تولید خود می کاستند به این امید که میزان کالاها در بازار تناسب مورد نیاز را به دست آورده و تقاضا با عرضه برابر شود . ولی سرنوشت شومی در انتظار تولید کنندگان بود و با این ترفند ها اوضاع اصلاح نمی شد. بحران وقتی به سال های بعد گسترش یافت امید به رفع ان کمتر و کمتر می شد  انبار بازاریها و کارخانه ها مال آمال از کالا شده بودند . کارخانه ها دست از کار کشیدند و بیکاران در خیابان ها به راه افتادند  منظره وحشتناکی بود.  پشت در هر کارخانه ،  ده ها هزار بیکار تجمع کرده بودند اما خبری از کار نبود  بیکاری موجب شد که سطح درآمد مردم باز هم کاهش یافته و در نتیجه تقاضای آنها برای خرید کالا ها و خدمات کمتر از قبل شود .

 شبح کمونیسم  که در ویرانه ها و دوران بدبختی  بچه می کرد  از راه رسید . در فرانسه ، ایتالیا ، انگلستان و آلمان دولت کمونیست روی کار آمد و در آمریکا برای اولین  بار حزب کمونیست رسما شروع به کار کرد . کارل مارکس در یکی از کتابهایش نوشته بود که سرمایه داری روزی خودش ، خودش را از بین خواهد برد و از درون منفجر خواهد شد . در مسکو هرشب جشن برپا بود که وعده مارکس تحقق یافته و سرمایه داری یکی دو سال بیشتر طول نخواهد کشید . هنوز انقلاب صنعتی ماه عسل خود را تمام نکرده بود که افق تیره وتاری در جلو چشمان نظام سرمایه داری نقش بست .

در این میان مردی راه خود را به زحمت به مجلس سنای آمریکا باز کرد و طرح خود را به نمایندگان توضیح داد او مدعی بود که راه نجات از بحران را یافته است: طرح  دکتر جان مینارد کینز در یک جمله خلاصه شده بود  " به جهان سوم پول بدهید "

همانطور که حدس می زنید با گوجه فرنگی استقبال شد نماینده ها با داد و بیداد او را از مجلس بیرون انداختند بر سرش فریاد می زدند که شهرداری از جمع آوری اجساد گرسنگان عاجز شده هنرمندانی مانند لورل و هاردی از گرسنگی در خیابان مردند . پول از کجا بیاریم به آسیا و آفریقائی ها هدیه کنیم .

اما همهمه ها که فرو نشست و چشم عقلشون باز شد فهمیدند کینز راست می گفت پس  دوباره احضارش کردند و او جزئیات طرحش را اشکار کرد .  طلای فدرال رزرو که پشتوانه دلارامریکا  بود  فروخته شد  وراه افتادند در آسیا و آفریقا هرچی دیدند خریدند .  قیمت نفت خام الکی هی رفت بالا و بالا و بعد یکمی اومد پائین .( قیمت مس و شکر و سنگ اهن ...... هم همینطور )  خلاصه چیزای که خودشون بهترشو، بیشتر از ما داشتند را هم می خریدند ( مثل نفت )، می خریدند تا به ما پول بدهند .  کینز بهشون گفته بود که خیالشون راحت باشه " دلار های آمریکا  کفترهای هستند از هرکجا پرواز کنند به خونه برمی گردند " 

راست می گفت مردم کشور های توسعه نیافته تا بوی پول به دماغشون خورد ، شروع کردن به خرید یخچال و تلویزیون و ماشین ......  در امریکا انبار فروشگاه ها یکی بعد از دیگری خالی شد  و بعد انبار کارخانه ها خالی شد ... کارخانه ها شروع به کار کردند و استخدام ها شروع شد و اقتصاد باز رونق گرفت . هیچکس در امریکا شک نداشت که کینز ناجی جهان آنهاست .

کینز گفت این جمله را همواره در گوش داشته باشید " مرگ سرمایه داری آن زمان فرا می رسد که کالاهایش به فروش نرسد از هر ده دلار درآمد خود ، نه دلار را صرف تبلیغات کنید "   

دوست من ، می بخشی که مقدمه بیش از اصل کلام به طول کشید منهم معتقد هستم که مصدق مرد بزرگی بود اما موضوع اینه که امریکا هم دوست داشت که نفت ملی بشه و پول به دست ما بیاد که ازش خرید کنیم .امریکائی ها دوست نداشتند پول نفت ، به انگلیس برسه چون انگلیسی ها اتومبیل و ماشین لباس شوئی و جارو برقی ... داشتند ما جهان سومی ها هیچی نداشتیم و تشنه خرید بودیم  لاجرم ما را در ملی کردن نفت یاری دادند . کمااینکه پس از ملی شدن نفت و رسیدن به اهداف ،  حتی دو سال هم مصدق را تحمل نکردند .

و بدبختی اینه که هنوز هم همان نقشه را اجرا می کنند و هنوز هم همان کلاه کهنه همیشگی را بر سرمان می گذارند .( دقت می کنی که بعضی وقتا برای توجیه علت افزایش قیمت نفت  بهانه کم میارن و علنا چرت پرت میگن ) و جالب تر اینه که ما هنوز وقتی قیمت نفت میره بالا خوشحال می شیم و بعضی ها بادی هم به غبغب می اندازند   

علی امیرمقدمی
داریوش بزرگ فرمود "خدایا سرزمین مرا از دروغ ، خشکسالی و دشمن محافظت فرما " اما من فقط از دروغ می ترسم
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :

om//random.php?op=java">

كد موسيقي براي وبلاگ

كد موسيقي براي وبلاگ