اخگر
روایتگر تاریخ ایران در آئینه جهان
نویسنده: علی امیرمقدمی - ٢٠ اسفند ۱۳٩٠

همیشه همین بوده 

وهمیشه همین خواهد بود 

هچ اتفاقی نیفتاده 

هیچ رازی نیست 

نه آمدن آدمی را سلامی 

نه سلام کسی را علیکی 

تنها منم که به می فروش شیراز پناه می برم 

به من چه که این چراغ شکسته 

و 

این جهان خفته است 

وهزار سئوال بی جواب 

- علی صالحی -

نویسنده: علی امیرمقدمی - ٢٠ اسفند ۱۳٩٠

بعضی وقتا از خودم خیلی دور می شوم انقدر دور که نمی شناسمش !

از  روانشناسی و اینجور چیز ها حرف نمی زنم . بلکه منظورم  یک سری مشخصاتی است  که مدتهاست خودمو با اونا شناسائی می کردم . حتی وقتی اونارو در دیگران می دیدم زود می شناختمشون ،  مثل اینکه در میان غریبه ها اشنائی را دیده باشی  .

 اما  ، خانواده  ،  برای دیگران زیستن ، بی پولی و  دویدن و دویدن ..... غریبه شدم حتی با خودم . 

نویسنده: علی امیرمقدمی - ٩ اسفند ۱۳٩٠

ایا بعد از بیست سال که دولتها به نحوی تلاش کرده بودند اشتباه افزایش بی حساب سود سپرده ها در دهه شصت را جبران کنند  این افزایش در حکم زهر بود  که بر تن بیماری تزریق شود .

افزایش سود سپرده ها مقارن با افزایش نرخ تسهیلات یا به قول خودمون وام ها بود و باید هم اینچنین باشد .

سپرده گذاران معمولا مردم مرفه جامعه هستند ولی وام گیرندگان بر دو نوع هستند الف - قشر محروم  ب - کارخانه های تولیدی

افزایش سود سپرده ها باعث شد که کیف مرفهین بی درد کوک تر شود و  محرومین و تولیدگران بیشتر از پیش بنالند که نمی توانند قسط سنگین بانک ها را بپردازند  و تولید اسیب ببیند و اشتغال کمتر شود و بیکاری و فقر و فحشا .......... 

در پرانتز باید گفت که نرخ سود سپرده ها در کشور های مترقی کمتر از یک در صد است 

نویسنده: علی امیرمقدمی - ۱۸ آذر ۱۳٩٠

خروس می خواند 

که بیدار شدم 

چشم هایم را مالیدم 

خورشید می خندید 

ایا خوشبخت شده ام 

باد با پرده بازی می کرد 

پدرم گفت 

کاش می خوابیدی 

خواب صادق

بهتراز صبح دروغین است 

اما زندگی جاری بود 

و من نمی داتستم 

که سمفونی بیداری خروس 

دسیسه ائی بود 

که با دست باد پرده را می اشفت 

به راه افتادم 

بچه ها در خواب بودند 

و جن زدگان 

صخره های تند کوهستان

افتان و خیزان 

اما دیوار بود بر گرد باغ 

چاله ها بود بر رهگذر 

و دمی نگذشته بود 

که افتاب مهربان صبحگاه 

ظالمانه بر اسمان می درخشید 

 و نبود چکه ابی 

تنها 


نویسنده: علی امیرمقدمی - ۱۸ آذر ۱۳٩٠

در پس دیوار نتوان نشست 

خیره بر دیوار عمر را بردن به سر 

هرچه دیوار است باید شکست 

باید از زندانِ تو باید ها گذشت 

از قفس باید رهید 

ازاد به سمتی پرید 

شش هزار سال زندگی :

حاصل انسان نیست اهرام رفیع 

تخت جمشید و ستون های بلند 

حاصل انسان باغ اندیشه هاست 

نترسیم از پای گذاشتن در باغ کسی 

مطالب قدیمی تر »
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :

om//random.php?op=java">

كد موسيقي براي وبلاگ

كد موسيقي براي وبلاگ